تبليغاتX
زیست پژوهان گنبد کاووس
تاثیر پیشینه تحصیلی در نتیجه کنکور ۸۹

براساس اعلام سازمان سنجش، 15 درصد از پیشینه تحصیلی دانش آموزان با دیپلم نظام جدید در سال‌های 84 تا 88 که امتحان‌های آنها به‌صورت کتبی و سراسری برگزار شده، در نتیجه کنکور سال 89 موثر است.

براساس قانون جدید نحوه پذیرش و گزینش دانشجو، سوابق تحصیلی سایر داوطلبان کنکور در نتیجه گزینش نهایی آنها درنظر گرفته نمی‌شود و 100 درصد نمره آزمون کنکور، ملاک پذیرش آنها خواهد بود، همچنین تاثیر پیشینه تحصیلی دبیرستان در نتیجه کنکور، شامل همه آزمون‌های سراسری اعم از دانشگاه‌های دولتی، پیام‌نور، غیرانتفاعی و دانشگاه آزاد اسلامی می‌شود.

براساس طرح نحوه پذیرش و گزینش دانشجو، داوطلبان از نظر تاثیر پیشینه تحصیلی به دو دسته تطابق و عدم تطابق نوع دیپلم با گروه آزمایشی ثبت نامی، تقسیم می‌شوند.

اگر عنوان دیپلم داوطلب با گروه آزمایشی که در آن ثبت نام کرده یکی نباشد، تاثیر پیشینه تحصیلی او تا 15 درصد براساس درس‌های مرتبط سنجیده شده و در گزینش نهایی درنظر گرفته می‌شود.

در صورت یکی بودن عنوان دیپلم داوطلب با گروه آزمایشی دلخواه، ضرایب پیشینه تحصیلی به اندازه 15 درصد در نمره کل نهایی او تاثیر خواهد داشت.


 

+ نوشته شده توسط زبرجد در سه شنبه 19 آبان1388 و ساعت 19:32 |

قسمت هایی از بدن  که بر اساس نظریه تکاملی داروین، باقی مانده از اعضا اجداد انسانهاست که در بدن انسان به صورت کوچک و بدون عملکرد باقی مانده است:

۱) ارگان ومرونازال vomeronasal organ: یا ارگان جاکوبسون که حفره ای است در پل های بینی دو سمت با گیرنده های شیمیایی که در انسان عملکردی ندارند. در جانوران پست تر وظیفه درک ماده شیمیایی فرومون رو بر عهده دارند

۲) عضلات خارجی گوش: ۳ عضله هستند که در بخش خارجی گوش واقع شده اند و در سایر حیوانات نظیر خرگوشها و سگها، وظیفه حرکت مستقلانه گوش از سر را بر عهده دارند. اما انسانها هنوز دارای آن هستند و توسط این عضلات است که بعضی از افراد می‌توانند گوششان را تکان دهند

۳) دندان عقل: در انسانهای اولیه که مقادیر زیادی از گیاهان رو جهت به دست آوردن انرژی مصرف می‌کردند داشتن یک جفت اضافه دندان آسیا در هر فک مفید به نظر می‌رسید اما در انسانهای امروزی که انواعی از غذاها را مصرف می‌کند، زیاد ضروری به نظر نمی‌آید

۴) دنده گردنی: حدود یک درصد از مردم یک جفت دنده اضافی در بالای دندهای خود (در بخش گردن) دارند که به نظر می‌رسد باقی‌مانده از اجداد خزنده ما باشد. این دنده می‌تواند در این افراد مشکلات عروقی یا عصبی ایجاد کند

۵) پلک سوم: در اکثر پرندگان و پستانداران یک لایه محافظ به عنوان پلک سوم بر روی چشمشان وجود دارد که وظیفه حفاظت از چشم و خروج شن ریزه و گرد و غبار را از چشم بر عهده دارد. باقی مانده این پلک در انسان به صورت یک چین نازک در گوشه داخلی چشم وجود دارد.

۶) تکمه یا نقطه داروین: اگر لبه خارجی لاله گوش خود رو لمس کنید به یک برجستگی بر‌می‌خورید که به نام دکمه داروین مشهور است. در حیواناتی نظیر خرگوش این تکمه در انتهای گوشها قرار دارد و وظیفه فوکوس صداهای دور را روی گوش بر عهده دارد.


۷) عضله زیر ترقوه: عضله کوچکی که در زیر شانه قرار دارد و از دنده اول به ترقوه کشیده شده است و در صورتی برای انسان مفید بود که هنوز بر روی ۴ پا راه می‌رفت. البته بعضی از مردم این عضله را ندارند و بعضی نیز یک جفت از آن را دارند.

۸) عضله پالماریس (خیاطه): عضله بلند و نازکی که از زانو به کمر کشیده شده و ۸۹ درصد مردم دارای این عضله هستند. این عضله در جانوران پست تر در آویزان شدن و بالا رفتن از درخت بسیار مهم است. جراحان معمولا این عضله رو در جراحی های ترمیمی عضلات برداشته و از آن استفاده می‌کنند.

۹) نوک پستا‌ن در مردان: مجاری شیری قبل از اینکه هورمون جنسی مردانه (تستوسترون) در جنین باعث ایجاد صفات مربوط به جنس مذکر بشود به وجود می‌آیند. مردان دارای بافت پستا‌نی هستند اما عملا استفاده‌ای از آنها نمی‌کنند.

۱۰) عضلات صاف کننده مو: در بسیاری از جانوران این عضلات که در قاعده موهای بدن واقع شده اند وظیفه سیخ کردن موهای جانور را در هنگام بروز خطر دارند تا جانور بتواند از آن به عنوان ترساندن مهاجم استفاده کند.

۱۱) زائده آپاندیس: یک لوله عضلانی باریک در روده بزرگ که در به نظر می‌رسد باقی مانده بخش از روده جانوران باشد که وظیفه هضم سلولز غذا (گیاهان) را بر عهده داشته باشد. اما در انسان بیشتر حاوی گلبول های سفید و غدد لنفاوی است.

۱۲) موهای بدن: ابروها در جلوگیری از ورود عرق به چشم ها و موها در آقایان در انتخاب جنس‌ی نقش دارند. اما به نظر می‌رسد اکثر موها در بدن نقش موثری را ایفا نمی‌کنند

۱۳) دنده سیزدهم: در شامپانزه ها و گوریل ها ۱۳ جفت دنده وجود دارد در حالی که در انسانها ۱۲ جفت. اما ۸ درصد از مردم دارای جفت دنده سیزدهم هستند که به نظر نمی‌رسد عملکردی را در آنها ایفا کند

۱۴) عضله کف پایی: به نظر می‌رسد در جانوران پست تر وظیفه چنگ شدن و قلاب شدن پاها به شاخه ها را بر عهده داشته است . اما در انسان به نظر می‌رسد فقط کمی کف پا را به پایین خم می‌کند. در ۹ درصد مردم این عضله وجود ندارد

۱۵) رحم مردانه: باقی مانده از ارگان تناسلی زنانه که از غده پروستات مرد آویزان است

۱۶) انگشت پنجم پا: در پریماتها و پستانداران پست تر انگشتان پا وظیفه چنگ زدن و آویزان شدن از شاخه ها را بر عهده داشته اند.. اما انسانها احتیاج به انگشتان بزرگ پا دارند تا بتواندد با آنها ایستاده راه رفته و تعادل خود را حفظ کنند. لذا به نظر می‌رسد انگشت پنجم یا کوچکترین انگشت پا نقش اصلی در این مورد ایفا نکند.

۱۷) وازدفران (لوله منی) زنان: ارگان تکامل نیافته مردانه که انتهای در کنار تخمدانها قرار دارد. فاقد عملکرد است

۱۸) عضله هرمی (پیرامیدال) : حدود ۲۰ درصد افراد این عضله مثلثی، کوچک و شبیه کیسه را که در استخوان شرمگاهی (پوبیس) است ندارند. به نظر می‌رسد این عضله باقی مانده‌ای از کیسه در جانوران کیسه دار باشد.

۱۹) استخوان دنبالچه (کوکسیس): مجموعه چند مهره به هم جوش خورده کوچک که درا نتهای ستون مهره ها واقع شده و در پستانداران دیگر وظیفه حفظ تعادل و ارتباط را بر عهده دارد. اما در انسان نقشی را بر عهده ندارد.

۲۰) سینوسهای اطراف بینی: به نظر می‌رسد در انسانها نخستین این سینوسها سرشار از مخاط بویایی بوده تا به این ترتیب حس بویایی آنها را تقویت کرده و آنها را از خطرات حفظ کند. اما نقش انها در انسان امروزی به شکل دهی به صورت، گرم کردن هوای ورودی به ریه ها و سبکتر شدن سر کمک می‌کند. التهاب این سینوسها باعث سینوزیت می‌شود.

منبع: پایگاه اینترنتی دانشجویان داروسازی شرق

+ نوشته شده توسط زبرجد در چهارشنبه 13 آبان1388 و ساعت 14:14 |

 

پروفسور آروتور گایتون

نویسنده  کتاب فیزیولوژی پزشکی گایتون

کتاب فیزیولوژی پزشکی گایتونآرتور گایتون

 

حتمآ همه ی دوستانی که در زمینه ی دروس علوم پزشکی تحصیل کرده اند نام پروفسور آرتور گایتون” را میشناسند و به طورقطع به ایشان احترام می گذارند.امروز قصد دارم که این پروفسور پر آوازه ی فیزیولوژی را به دوستانی که ایشان را نمیشناسند معرفی کنم.اصولآ شکلی از گزینش طبیعی در داستان ها اتفاق می افتد تا مردم شخصی را به خاطر بسپارند-فرایندی که گزینش رامهم تر از واقعیت جلوه می دهد-شاید برخی از داستان ها در مورد آرتور گایتون ساختگی باشد؛اما این داستان ها نشان از یادبود وی در میان دانشجویانش و دنیای علم دارد.

آرتور گایتون در ۸ سپتامبر ۱۹۱۹ در شهر آکسفورد ایالت می سی سی پس دیده به جهان گشود.پدر او-متخصص چشم,گوش,حلق و بینی- و همچنین رئیس دانشکده ی پزشکی آکسورد بود.مادرش به عنوان آموزگار مذهبی در چین ریاضی درس می داد.

او در دبیرستان با بالاترین معدل درسی فارغ التحصیل شد و در سال ۱۹۳۶ وارد دانشگاه ال میس شد و تحصیلات کارشناسی را در مدت ۳ سال به پایان رسانید,در این مقطع نیز شاگرد اول کلاس درس بود.

در دانشگاه هاروارد به عنوان دانشجوی پزشکی,به علت داشتن ایده های تازه در مورد روش های اندازه گیری و جداسازی یون ها در محلول ها مورد توجه استاد بیوشیمی قرار گرفت.استاد بیوشیمی آزمایشگاه کوچکی در اختیار وی قرار داد تا به این دانشمند جوان اجازه دهد که اوقات فراغت خود را در آن سپری کند و بتواند آزمایش هایی که از تخیل وی می گذشت را پیاده کند.

او در اوایل تحصیل در دانشکده ی پزشکی ,با همسر آینده اش روبرت ویگل آشنا شد و در ۱۲ ژوئن سال ۱۹۴۳ با او ازدواج کرد.پدر روت رئیس دانشکده ی الهیات دانشگاه یل بود.او نیز دانشجوی تازه فارغ التحصیل ولسلی بود که همانجا نیز مشغول تدریس شد....... ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط زبرجد در چهارشنبه 13 آبان1388 و ساعت 13:49 |
سوال دانش آموز:

سلام/ بی زحمت به این سوال در قسمت سال دوم جواب بدهید
چرا زیست شناسان اهمیت زیادی به شباهت ریبوزم ها در سلول های پروکاریوتی با یوکاریوتی ها قائل اند ؟این سوال درصفحه ی 29 کتاب درسی پارگراف اول قرار دارد

جواب :

در یوکاریوت ها ریبوزم ها به صورت اختصاصی در سیتوپلاسم و درون اندامک های غشادار از جمله کلروپلاست  ها و میتوکندری ها وجود دارند. انهایی کع در سیتو پلاسم هستند ساختاری پیچیده تر و اندازه ی بزرگتر دارند.اما آنها که درون اندامک ها هستند ساده تر و اندازه ی کوچکتری دارند( همانند ریبوزوم های پروکاریوت ها).

دانشمندانی که در زمینه ی تکامل تحقیق می کنند سعی دارنند همواره دلایلی برای تکوین یوکاریوت ها از پروکاریوت ها بیاورند. یکی از نظریاتی که این دانشمندان ارائه کردند نظریه ی درون همزیستی است . در این نظریه اظهار می شود که میتوکندری ها ( اندامک موجود در یوکاریوت ها) از خویشاوندان باکتری ها ی هوازی(از پروکاریوت ها) است.

حال شباهت هایی بین این دو را مطرح کردند از جمله ی این شباهت ها شباهت بین ریبوزوم های این دو می باشد. که البته این تشابهات با انجام آزمایشات دقیق با استفاده از تجهیزات پیشرفته ی آزمایشگاهی امکان پذیر است. در نهایت این نظریه به اثبات رسید . حال می توان گفت که یوکاریوت ها که در گذشت میلیون ها سال از پرو کاریوت ها تکوین یافته اند. فکر کنید چطور می شود ریبوزومی شبیه به ریبوزوم یک پروکاریوت در درون اندامک یوکاریوت قرار گیرد؟

+ نوشته شده توسط زبرجد در دوشنبه 11 آبان1388 و ساعت 18:52 |
 

سوال دانش آموزان

خسته نباشید
سوال داشتم
اینکه فرق گوارش درون سلولی یا برون سولی با کیسه گوارشی یا لوله گوارشی چیه؟
این 4 تا ،جزء انواع گوارش جانداران حساب میشن یا نه؟
و اینکه گوارش درون سولی یا برون سولی جزء زیر مجموعه کیسه گوارشی یا لوله گوارشی قرار میگیرن؟
لوله گوارشی درون سولی هست یا برون سلولی؟
مرسی ممنون

جواب :

همانطور که از نامشان بر می آید این فرایندها یک در درون سلول و دیگری در بیرن سلول انجام می گیرد.

گوارش درون سلولی :

  ذره  غذایی توسط فرایند اندوسیتوز وارد سلول شده( واکوئل غذایی) و پس از پیوستن لیزوزوم که دارای آنزیم های گوارشی است مواد درون واکوئل گوارش ده و مواد دفعی از طریق فرایند اگزوسیتوز از سلول دفع می شود.تمام مراحل گوارش در درون سلول انجام می شود.

گوارش درون سلولی

گوارش برون سلولی :

این نوع گوارش  در جانوران انجام می شود. در گوارش برون سلولی فضای اختصاص یافته برای انجام گوارش بسته به نوع گونه به یکی از صورت های زیر است:

کیسه گوارشی - لوله گوارشی

کیسه گوارشی :

همانطور که از نامش برمی آید همانند یک کیسه فقط یک راه ورود و خروج دارد. برای مثال:

 کیسه تنان ( هیدر – عروس دریایی ...)

- ابتدا گوارش برون سلولی سپس گوارش درون سلولی

- کیسه گوارشی فقط یک راه به بیرون دارد ( برخلاف لوله گوارشی  که دو منفذ دارد. )

- مراحل گوارش در هیدر :

1- شکار توسط نیش بازو ها بی حس شده و ازوارد منفذ دهانی می شود.

2- آنزیم های گوارشی( هیدرولیز کننده ) توسط بعضی از سلول های پوشاننده کیسه گوارشی ترشح می شود.

3- شکار توسط تاژک های داخل کیسه گوارشی با آنزیم ها مخلوط می شود.

4- ذرات ریز شکار بوسیله فرایند فاگوسیتوز وارد سلولهای پوشاننده کیسه گوارشی می شود.

مراحل 2-3-4- گوارش برون سلولی می باشند.

5- گوارش درون سلولی درون سلول های پوشاننده کیسه گوارشی انجام ی شود.

6- مونومر ها جذب می شوند.

7 مواد باقیمانده از گوارش از طریق منفذ ورودی ( دهانی ) خارج می شود.

کیسه گوارشی در هیدرکیسه گوارشی در هیدر

لوله  گوارشی :

همانند لوله ای یک راه ورود و یک راه خروج دارد. همانند پرندگان که دارای قسمت های زیر است.

1-   دهان: محل ورود غذا

2-   حلق( گلو) : هدایت غذا به طرف مری

3-   مری : هدایت غذا به سمت معده

4-   چینه دان : ذخیره موقت  و نرم شدن غذا

5-   سنگدان : آسیاب نمودن غذا ویسله سنگریزه های موجود در غذای جانور – داترای ماهیچه های قوی ( در پرنده )

6-   معده: ذخیره موقت غذا و خرد نمودن با ماهیچه های قوی ( گوارش مکانیکی و شیمیایی در آن انجام می شود )

7-   روده : محل اصلی جذب مواد غذایی

8-   مخرج : محل دفع مواد گوارش نیافته و ترشحات لوله گوارش

دستگاه گوارشی در پرندگان

با توج به مطالب فوق:

گوارش درون سلولی با برون سلولی مشخص شد. کسیه گوارشی و لوله گوارشی فضاهای گوارشی در مورد گوارش برون  سلولی هستند.انواع گوارشی با توجه به مطالب کتاب فقط گوارش درون سلولی و برون سلولی است. 

امید است به جواب خود رسیده باشید.

 

+ نوشته شده توسط زبرجد در دوشنبه 11 آبان1388 و ساعت 18:30 |
با سلام

ضمن عرض تشکر خدمت دوستان عزیزی که در بخش نظرات مطالبی را جهت پر بار شدن وبلاگ ذکر می نمایند.

در مورد دانلود کتاب های درسی لینک داده شده به عرض می رسانیم که لینک دانلود اشکالی نداشت.

توجه داشته باشید به راهنمای دانلود در لینک مورد نظر توجه گردد زیرا در آنجا اشاره شده است که نرم افزار(کلید) را بایستی دریافت کرده و سپس آن را در رایانه ی خود نصب کرده و پس از دانلود مبادرت به باز کردن فایل ها با نرم افزار اکروبات ریدر نمایید.

 با تشکر از نظرات شما...

+ نوشته شده توسط زبرجد در شنبه 9 آبان1388 و ساعت 19:24 |

پنج راه ساده برای افزایش هوش

مغز شما مانند ماهیچه ها به تمرین نیاز دارد، اگر شما مرتب این تمرین ها را در راه درست خود انجام دهید، مهارت بیشتری در اندیشیدن بدست خواهید آورد و تمرکزتان افزایش می یابد. اما اگر هیچگاه از مغزتان استفاده نکنید یا از داروهای شیمیایی نامناسب استفاده کنید، توانایی تان برای یادگیری و تفکر از بین می رود.
مغز شما مانند ماهیچه ها به تمرین نیاز دارد، اگر شما مرتب این تمرین ها را در راه درست خود انجام دهید، مهارت بیشتری در اندیشیدن بدست خواهید آورد و تمرکزتان افزایش می یابد. اما اگر هیچگاه از مغزتان استفاده نکنید یا از داروهای شیمیایی نامناسب استفاده کنید، توانایی تان برای یادگیری و تفکر از بین می رود.
در اینجا ۵ راه ساده شرح داده می شود که هر کسی قادر است به وسیله آن از سلولهای خاکستری اش استفاده ی بهتری کند.

۱) تماشای تلویزیون را به حداقل برسانید. این معامله سختی است، مردم بسیار دوست دارند که مانند یک گیاه تنها پای تلویزیون بنشینند و زل بزنند. مشکل اینجاست که تلویزیون از ظرفیت روحی شما استفاده ای نمی کند یا به آن اجازه تغذیه شدن نمی دهد. مانند این است که یک ماهیچه انرژی بسوزاند اما از مزایای سلامتی این سوخت و ساز استفاده ای نکند.
آیا بعد از تماشای تلویزیون به مدت چند ساعت احساس خالی بودن نمی کنید؟ چشمانتان به سوزش می افتد و از تمرکز بروی این جعبه بزرگ خسته می شود، حتی قادر به خواندن یک کتاب هم نخواهید بود. پس زمانی که نیاز به آرامش و استراحت دارید، بجای این کار، یک کتاب بخوانید، اگر خیلی خسته اید، موسیقی گوش کنید. اگر با خانواده و دوستان هستید، تلویزیون را خاموش کنید و با هم گفتگو کنید. تمام اینها بیشتر از تلویزیون از مغز شما استفاده خواهند کرد.

هوش
۲) ورزش کنید. شاید فکر کنید اگر بجای ورزش کردن کتاب بخوانید، بیشتر یاد می گیرید، اما ورزش کردن باعث می شود، در ساعتهای بعد از تمرین، بازده شما بالاتر رود و بهتر یاد بگیرید. استفاده از بدن، ذهن شما را آزاد می کند و موجی از انرژی پدید می آورد. روحیه می گیرید و می توانید به سادگی تمرکز کنید.


۳) کتابهای چالش انگیز بخوانید. بسیاری از مردم دوست دارند کتابهای عامه پسند و تعلیقی بخوانند. اما این کتابها عموما برای مغز محرک نیست. اگر میخواهید توانایی تفکر و نوشتن را بهبود بخشید، باید کتابی بخوانید که شما را وادار به تمرکز کند. خواندن یک کتاب کلاسیک می تواند نگرش شما به دنیا را تغییر دهد و شما را با لغتهای ارزشمند و ظریف تر گذشته آشنا کند. از این که دنبال لغتی بروید که نمی دانید، نترسید، از عبارات سنگین و حجیم آن هراس نداشته باشید. زمان کافی بگذارید و دوباره بخوانید تا با شیوه نوشتن نویسنده آشنا شوید. این نوع کتاب خواندن بهتر از تمام کتابهای نخ نما و تعلیقی موجود در بازار است.


۴) زود به رختخواب بروید و زود از خواب برخیزید. هیچ چیز به اندازه کم خوابی تمرکز را سخت نمی کند. یکی از رازهای جوانی این است که زود به رختخواب بروید و بیشتر از ۸ ساعت نخوابید. اگر صبح دیر بیدار شوید و برای جبران آن دیر بخوابید، سست و بیحال از خواب برمیخیزید و نمی توانید تمرکز کنید. گفته می شود که ساعتهای اول صبح بهترین زمان برای آرامش و بازده مناسب است. اگر فرصت دارید در طول روز، زمانی که احساس خواب آلودگی می کنید، ده تا بیست دقیقه چرت بزنید. بیشتر از این شما را کسل می کند اما چرت کوتاه شما را شاداب می کند.


۵) زمانی برای بررسی بازتاب اعمال خود در نظر بگیرید. از آنجا که زندگی ما بیشتر مشوش و گیج کننده شده ، خود ما نیز همواره در عجله و تاب و تب ایم بدون اینکه به آن توجه کنید. تمرکز در این حال دشوار می شود زیرا همواره در حال سرزنش کردن خود هستیم در نتیجه زمانی را برای تنها بودن و بررسی زندگی و سازماندهی افکار و اولویت بندی مسئولیت های خود در نظر بگیرید. بعد از آن بهتر می فهمید چه چیز مهم تر است و چه چیز مهم نیست. سپس چیزهای بی اهمیت دیگر در ذهن شما جایی ندارد و آزارتان نمی دهد و ذهن سبک تر می شود.

منبع :http://www.mobin-group.com

+ نوشته شده توسط زبرجد در پنجشنبه 7 آبان1388 و ساعت 17:16 |
هنگام دانلود کتاب ها توجه داشته باشید که ابتدا بایستی تمامی فایل ها دانلود شوند. سپس مبادرت به باز کردن فایل های فشرده نمایید.

+ نوشته شده توسط زبرجد در چهارشنبه 6 آبان1388 و ساعت 8:18 |

مغز

 مغز: شامل مخ، و مخچه و ساقه ی مغز است.

مخ

 ۱-بزرگترین بخش مغز و توانایی یادگیری، حافظه، ادراک و عملکرد هوشمندانه را دارد.

2- قشر مخ (کرتکس) لایه ای است با برآمدگی ها و شیار های بسیار که همانند سایر چین خوردگی های بدن(در دستگاه گوارش) به  منظور افزایش سطح صورت گرفته و این چین خوردگی در انسان بیشترین مقدار خود را داراست و در وال ها و سایر پریمات ها هم وجود دارد.

3- قشر مخ خاکستری رنگ بوده و محل تجمع جسم سلولی نورون ها است.

4- قشر مخ پردازش اطلاعات حسی مانند درد و ...را انجام میدهد .

5- بخش مرکزی مخ سفید رنگ و محل عبور راههای عصبی است.

6- جسم پینه ای به دسته ای از تار های عصبی گفته می شوند که دو نیمکره مغز از این طریق به هم مرتبط می شوند.

7 - نیمکره ی چپ مخ اطلاعات حسی را از سمت راست بدن و نیمکره ی سمت راست مخ اطلاعات حسی را از سمت چپ بدن دریافت میکنند و این در حالی است که هر کدام از نیمکره ها کار مخصوص به خود را نیز انجام می دهند.

نکات مخچه:

1-     مخچه در پشت ساقه ی مغز قرار دارد .

2-      جسم کرمینه دو نیم کره ی مخچه را به هم متصل می کند .

3-      مخچه مرکز یادگیری و هماهنگی حرکات لازم برای تنظیم حالت بدن و تعادل است که اطلاعات خود را از ماهیچه ها، مفصل ها، پوست و چشم ها و گوش ها در یافت میکند.

4-      علائم آسیب به مخچه: فرد هنگام راه رفتن تلو تلو می خورد و اعمال خود را به طور غیر ماهرانه انجام می هد و نمی تواند یک خط مستقیم رسم کند ...

نکات ساقه مغز:

1-     قسمت پایینی مغز ساقه ی مغز نام دارد.

2-      ساقه ی مغز شامل: مغز میانی و پل و بصل النخاع است. 

نکات تالاموس:

1-     مرکز تقویت و انتقال پیام های عصبی است. این اطلاعات پس از گرد هم آمدن در این مرکز تقویت می شوند و به بخش های مربوطه در قشر مخ فرستاده می شوند.

2-      در پردازش اطلاعات حسی نقش مهمی دارد .

نکات هیپوتالاموس:

1-     در زیر تالاموس قرار دارد

2-     همراه بصل النخاع بسیاری از اعمال حیاتی مربوط به فعالیت های بدن مانند تنفس و ضربان قلب را تنظیم می کند.

3-     در واقع خود هیپوتالاموس مرکز احساس گرسنگی و تشنگی و تنظیم دمای بدن است و نیز بسیاری از اعمال غده های ترشح کننده ی هورمون ها را تنظیم می کند.

نکات دستگاه لیمبیک:

1-     شبکه ی گسترده ای از نورون هاست که تالاموس و هیپوتالاموس را به قسمت هایی از قشر مخ متصل می کند .

2-      نقش مهمی در حافظه، یادگیری و احساسات مختلف، مانند رضایت ، عصبانیت و لذت، بر عهده دارد.

چند نکته راجع به نخاع:

1-     رابط بین دستگاه عصبی محیطی و مرکزی است و آنها را به هم متصل می کند.

2-     مرکز برخی انعکاس های بدن است(انعکاس پاسخی ناگهان و غیر ارادی ماهیچه ای در برابر محرک هاست).

3-     نخاع31  جفت عصب دارد که هر عصب نخاعی شامل یک ریشه پشتی(نورون های حسی) و ریشه شکمی (نورون های حرکتی)است.

4-      در برش عرضی نخاع همانند مغز دو بخش دیده می شود:

الف – بخش خارجی سفید رنگ که شامل بخش های میلین دار است.

ب-  بخش مرکزی  خاکستری رنگ که شامل جسم سلولی نورون هاست .

5- در بخش خاکستری نخاع نورون های رابط حضور دارند.

روشهای محافظت از دستگاه مرکزی عبارتند :

1-     استخوان های جمجمه و ستون مهره ها

2-      پرده های سه لایه ای مننژ که از خارج به سمت درون مغز عبارتند از:

   سخت شامه،     عنکبوتیه   و   نرم شامه (دارای مویرگ های خونی است و نقش تغذیه ای برای بافت عصبی دارد. 

نکته: بین لایه های عنکبوتیه و نرم شامه مایع مغزی-نخاعی وجود دارد که نقش ضربه گیری را داراست.

   3  - سد خونی – مغزی  : مویرگ های مغزی نسبت به سایر قسمت های بدن متفاوت هستند و فاقد منافذی هستند که در سایر بافت ها وجود دارند بنابراین بسیاری از مواد که در متابولیسم سلول های مغزی نقشی ندارند و همچنین میکروب ها نمی توانند وارد مغز شوند که این عوامل حفاظت کننده سد خونی – مغزی گفته می شود اما موادی مانند گلوکز و اکسیژن می توانند عبور کنند

چند نکته راجع به دستگاه عصبی محیطی:

1-     شامل 31 جفت عصب نخاعی(هر عصب هم یک ریشه شکمی و یک ریشه پشتی دارد) و 12 جفت عصب مغزی است.

2-     دستگاه عصبی محیطی شامل دو قسمت است: الف- حسی و ب- حرکتی

3-     بخش حسی که اطلاعات اندام های حس را به دستگاه عصبی مرکزی هدایت می کند.

4-      بخش حرکتی هم خود دو بخش دارد که عبارتند از: دستگاه عصبی پیکری و خود مختار.

 ۵ - دستگاه عصبی پیکری: ماهیچه های اسکلتی که تحت کنترل آگاهانه ما قرار دارند و همچنین انعکاس های نخاعی که غیر ارادی هستند جز این دستگاه عصبی هستند.

نکته: انعکاس ها که برای حفظ حیات ضروری هستند به علت اینکه نخاع و دستگاه عصبی محیطی در گیر هستند سریع انجام می شوند و مغز نقشی ندارد.

  6- دستگاه عصبی خود مختار شامل : الف) اعصاب سمپاتیک  ب) اعصاب پاراسمپاتیک

  7- اعمال سمپاتیک : شامل :

جلوگیری از ریزش اشک ،

گشادی مردمک ،

 گشاد کردن مسیرهای هوا ،

 تشدید ضربان قلب ،

 آزاد کردن گلوکز از کبد ،

 تحریک غده آدرنال ،

 کاهش فعالیت روده ها ،

 جلوگیری از ادرار،

 کاهش فعالیت شکم و پانکراس  .

2- پلاناریا که از کرم های پهن است مغز کوچکی دارد ( شامل گره های عصبی است که توده هایی از جسم سلولی نورون ها پس به رنگ خاکستری خواهد بود )این جانور دارای دستگاه عصبی مرکزی است که شامل دو طناب عصبی موازی است و این دو رشته اعصاب منشعب می شوند که دستگاه عصبی محیطی را تشکیل می دهند.

3- مغز حشرات شامل گره های عصبی است که به هم جوش خورده اند طناب عصبی شکمی این جانوران در هر قطعه از بدن دارای یک گره عصبی است که فعالیت های ماهیچه های آن قطعه را کنترل می کنند. حشرات دستگاه عصبی محیطی هم دارند.

4- مغز مهره داران در دوران جنینی شامل سه بخش: مغز جلویی، مغز میانی و مغز عقبی است.

5- در مهره داران اندازه ی نسبی مغز پستانداران و پرندگان نسبت به وزن بدن بیشتر از سایرین است. رشد نیم کره های مغز در پستانداران و پرندگان امکان انجام رفتار های پیچیده را در مقایسه به سایرن به آنها می دهد.

6-چین خوردگی های مخ انسان نسبت به اندازه بدن بیشترین مقدار را دارد همین امر امکان انجام فعالیت های پیچیده مانند تفکر و رفتار حل مسئله را به انسان می دهد.

7- بعد از انسان این چین خوردگی در وال ها و سایر پریمات ها(نخستی ها) بیشتر از سایر مهره داران است.

  8- اعمال پاراسمپاتیک : عکس حالات سمپاتیک است .

 چند نکته راجع به دستگاه عصبی جانوران:

1-ساده ترین دستگاه عصبی مربوط به هیدر(کیسه تنان) است. این جانور سر و مغز ندارد و فاقد دستگاه  اعصاب محیطی و مرکزی است.

 

+ نوشته شده توسط زبرجد در شنبه 2 آبان1388 و ساعت 14:19 |

سفري به درون سلول

ميکروسکوپ
براي ديدن اشياي بسيار ريز که با ذره بين ديده نمي شوند، از ميکروسکوپ استفاده مي کنيم. اولين ميکروسکوپ ها ، ميکروسکوپ هاي نوري بودند. ميکروسکوپ نوري مي تواند تصوير را 1000 برابر بزرگ کند. توانايي هر ابزار نوري به بزرگ نمايي و قدرت تفکيک آن بستگي دارد. قدرت تفکيک ميکروسکوپ الکتروني از ميکروسکوپ نوري به مراتب بيشتر است. با ميکروسکوپ الکتروني اندامک هاي سلول و حتي مولکول هاي بزرگي چون DNA و پروتئين ها قابل مشاهده است. زيست شناسان بيشتر از ميکروسکوپ الکتروني نگاره براي مشاهده سطح اجسام و از ميکروسکوپ الکتروني گذاره براي مشاهده ساختار دروني سلول استفاده مي کنند. اما بررسي سلول زنده با ميکروسکوپ الکتروني امکان پذير نيست. از اين رو براي مطالعه سلول زنده هنوز به ميکروسکوپ نوري نيازاست.

میکروسکوپ نوریمیکروسکوپ الکترونی نگارهscaning electron microscop

میکروسکوپ نوری ---               -                    --- میکروسکوپ الکترونی نگاره

اندازه سلول

اندازه کوچکترين سلول ها بين 1 ميكرومتر تا 10 ميكرومتر10 است و اندازه بزرگترين آنها حدود 100 ميكروكتر است است. اندازه و شکل هر سلول به کار آن سلول بستگي دارد. مثلاً تخمک پرندگان حجيم است چون مقدار زيادي مواد غذايي در خود جاي داده است و يا سلول هاي عصبي و ماهيچه اي دراز هستند. اما اندازه سلول ها از حد معيني بزرگ تر و از حد معيني کوچکتر نمي شود. کوچکترين سلول بايد به اندازه اي باشد که بتواند DNA، پروتئين و اندامک هاي لازم براي زيستن و توليد مثل را در خود جاي دهد. عامل محدود کننده سلول نسبت به حجم است. سطح سلول بايد به اندازه اي باشد که بتواند به مقدار کافي مواد غذايي را از محيط بگيرد و مواد زايد را به محيط دفع کند. در مواردي که حجم سلول خيلي زياد باشد، سطح آن نمي تواند احتياجات حجم آن را برآورده کند.  

سلول هاي پروکاريوتي

سلول پروکاریوتی

اين سلول ها ساختار ساده دارند. اندازه شان بين 2 تا 8 است. سلول پروکاريوتي هسته مشخص و سازمان يافته ندارد و DNA و پروتئين هاي همراه آن درون ناحيه هسته مانندي به نام ناحيه نوکلئوتيدي قرار گرفته اند. ناحيه نوکلئوتيدي غشا ندارد.
ريبوزوم ها با اطلاعاتي که از DNA مي گيرند، آمينو اسيدها را به هم متصل مي کنند و پلي پپتيد مي سازند . سيتوپلاسم سلول باکتري توسط غشاي پلاسمايي احاطه شده است. در بيشتر باکتري ها، ديواره اي نسبت به نام ديواره سلولي باکتريايي، اطراف غشاي پلاسمايي را فرا گرفته است. اين ديواره نقش حفاظت کننده دارد. در بعضي باکتريها روي ديواره سلولي را پوشش چسبانکي به نام کپسول احاطه کرده است. کپسول نيز نقش حفاظت کننده دارد و همچنين به باکتري کمک مي کند تا به سطح بچسبد. برآمدگي هاي مو مانند به نام پيلي نيز به چسبيدن باکتري به سطوح مختلف کمک مي کند. برآمدگي هاي بلند به نام تاژک با حرکت هاي خود باکتري را در محيط مايع پيرامون به جلو مي راند.

سلولهاي يوکاريوتي

سلول هاي يوکاريوتي از سلول هاي پروکاريوتي پيچيده تر هستند. اندامک هاي گوناگوني در سيتوپلاسم سلول هاي يوکاريوتي وجود دارد. بيشتر اندامک هاي درون سيتوپلاسم سلول هاي يوکاريوتي داراي غشا هستند مانند هسته، شبکه آندوپلاسمي، جسم گلژي، ميتوکندري، ليزوزوم و پراکسي زوم.
وجود اين غشاهاي درون سلولي اين امکان را به سلول مي دهد که فرآيندهاي متفاوت متابوليسمي که به وضعيت هاي متفاوتي نياز دارند، همزمان در آن انجام شوند. يکي ديگر از فوايد غشاهاي درون سلولي اين است که اين غشاها مجموعه مساحت غشاهاي سلول را به مقدار قابل توجهي افزايش مي دهند.
 

سلول یوکاریوتی

مقايسه اندامک هاي سلولهاي جانوري و گياهي

1) سانتريول که از اندامک هاي بدون غشا است در سلول هاي جانوري و گياهان ابتدايي مثل خزه ها و سرخس ها وجود دارد اما در گياهان پيشرفته ديده نمي شود. سانتريول ها در سازمان دهي ميکروتوبول ها، تشکيل دوک تقسيم و تشکيل تاژک و مژک نقش دارد.
2) سلول هاي جانوري ممکن است يک يا چند تاژک داشته باشند اما به جز سلول هاي جنسي نر بعضي از گونه هاي گياهي، سلول هاي گياهي تاژک ندارند.
3) سلول هاي گياهي معمولاً ديواره سخت و ضخيم سلولزي دارند که نقش محافظت کننده دارد. سلول هاي جانوري اين ديواره را ندارند. ديواره سلولي گياهان از رشته هاي سلولزي نازکي ساخته شده است که در سيماني از جنس پلي ساکاريدها و پروتئين قرار گرفته اند.
4) در سلول هاي گياهي اندامکي به نام پلاست وجود دارد که در سلول هاي جانوري يافت نمي شود. در کلروپلاست فتوسنتز روي مي دهد.
5) در بسياري از سلول هاي گياهي بالغ يک واکوئل مرکزي بزرگ وجود دارد که در خود آب و مواد شيميايي گوناگوني را ذخيره مي کند. علاوه بر اين ، واکوئل ها با جذب آب اضافي مي توانند به بزرگ شدن سلول کمک کنند.

سلول جانوری و سلول گیاهی

 

ديواره سلولي گياهان

ضخامت اين ديواره 10 تا 100 برابر غشاي پلاسمايي است. اين ديواره چند لايه است که يکي از لايه ها بين سلولهاي مجاور مشترک است و لايه تيغه مياني نام دارد. اين لايه سلولهاي مجاوري را به هم مي چسباند. رويه تيغه مياني لايه اي به نام ديواره نخستين قرار گرفته است. در بعضي سلول ها روي ديواره نخستين ديواره ديگري به نام ديواره دومين رسوب مي کند. ديواره سلول هاي گياهي ضخيم است اما داراي منافذي است که از طريق آنها ارتباط سلولهاي مجاور برقرار مي شود . ماده زنده اي اين منافذ را پر مي کند که پلاسمودسم نام دارد. ديواره سلولي در بعضي نقاط نازک تر مي شود . اين نقاط لان نام دارند.  

دیواره سلول گیاهی-پلاسمودسم

ساختار غشاهاي سلولي

غشاي پلاسمايي مواد درون سلول را از محيط پيرامون جدا مي کند. غشاي سلول نسبت به مواد تراوايي نسبي دارد يعني فقط به بعضي از مواد اجازه ورود يا خروج مي دهد و براي اين کار ساختار ويژه اي دارد.
بيشترين تعداد مولکول هاي غشا، مولکول هاي فسفوليپيدي هستند. اين مولکول ها که بخشي از آنها آب گريز و بخش ديگرشان آب دوست طوري در غشا قرار گرفته اند که سري در برابر آب و مواد محلول در آن ايجاد مي کنند. البته مولکول هاي آب چون خيلي کوچک هستند مي توانند به مقدار اندک از آن عبور کنند.
مولکول هاي پروتئيني نيز که در عرض غشا قرار دارند کانال ها يا منافذي را براي عبور مواد در غشا ايجاد مي کنند. اين کانال هاي پروتئيني تخصصي عمل مي کنند. بعضي از پروتئين هاي غشا ناقل هستند و موادي مانند يون ها را وارد سلول مي کنند.
 

غشای پلاسمایی

 منبع:www2.irib.i

+ نوشته شده توسط زبرجد در جمعه 1 آبان1388 و ساعت 18:47 |